العلامة المجلسي
995
حياة القلوب ( فارسي )
تَفْرَحُونَ « 1 » « پس چون رسول بلقيس به نزد سليمان عليه السّلام آمد ، سليمان گفت : آيا مرا امداد وأعانت به مال خود مىكنيد ؟ ! پس آنچه خدا به من عطا فرموده است بهتر است از آنچه به شما داده است بلكه شما به هديهء خود شاد مىشويد » . ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَهُمْ صاغِرُونَ « 2 » يعنى : « برگرد با هديههائى كه آوردهاى بسوى ايشان ، پس البتة من خواهم آمد بسوى ايشان با لشكرى چند كه ايشان را تاب مقاومت آنها نبوده باشد وبيرون خواهم كرد ايشان را از شهر خود با مذلّت وخوارى » . وعلي بن إبراهيم روايت كرده است كه : چون رسول بلقيس بسوى أو برگشت عظمت وشوكت وقوّت سليمان عليه السّلام را براي أو بيان كرد وأو دانست كه تاب برابرى ومقاومت ندارد ، از روى انقياد وأطاعت به جانب آن حضرت روانه شد « 3 » . چون حق تعالى خبر داد سليمان را كه أو متوجه گرديده ومىآيد وبه نزديك رسيده است ، آن حضرت به جنّيان وشياطين كه در خدمتش بودند گفت : مىخواهم پيش از آنكه بلقيس داخل شود تخت أو را نزد من حاضر سازيد ، چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ « 4 » « سليمان گفت : اى گروه اشراف وبزرگان لشكر من ! كداميك از شما مىآورد تخت أو را به نزد من پيش از آنكه بيايند انقياد كنندگان واسلامآورندگان ؟ » . قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ « 5 » « گفت خبيث متمرّد صاحب قوّتى از جنّيان كه : من مىآورم آن را براي تو پيش از آنكه از جاى خود برخيزى ، بدرستى كه من بر برداشتن آن تخت توانا وامينم » .
--> ( 1 ) . سورهء نمل : 36 . ( 2 ) . سورهء نمل : 37 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 128 . ( 4 ) . سورهء نمل : 38 . ( 5 ) . سورهء نمل : 39 .